البرز، هفتمین استان پرجمعیت ایران، و«پدیده کودکان خیابانی» دستوپنجه نرم میکند. بر اساس گزارشهای میدانی، تمرکز اصلی این کودکان در شهرستان کرج و بهطور ویژه در محلههای کمبرخوردار این شهرستان مشاهده میشود. اغلب این کودکان را پسرانی تشکیل میدهند که در بازه سنی ۷ تا ۱۳ سال بیشترین حضور را در خیابان دارند و فعالیت […]
البرز، هفتمین استان پرجمعیت ایران، و«پدیده کودکان خیابانی» دستوپنجه نرم میکند. بر اساس گزارشهای میدانی، تمرکز اصلی این کودکان در شهرستان کرج و بهطور ویژه در محلههای کمبرخوردار این شهرستان مشاهده میشود.
اغلب این کودکان را پسرانی تشکیل میدهند که در بازه سنی ۷ تا ۱۳ سال بیشترین حضور را در خیابان دارند و فعالیت عمده آنها جمعآوری ضایعات و تکدیگری به طرق مختلف است.
علاوه بر این، نزدیکی جغرافیایی البرز به کلانشهر تهران نیز موجب شده تا این کودکان گاهاوقات برای کار به تهران نیز جابهجا شوند. متأسفانه، بخش عمدهای از این کودکان بازمانده از تحصیل هستند و خلأهای قانونی موجود، مسیر آموزش را بر آنها سختتر کرده است. با این حال، آموزش و پرورش در تلاش است تا با همکاری سازمانهای مردمنهاد (سمنها) نسبت به رفع این مشکل و بهبود شرایط اقدام کند.
ریشههای عمیق و نگاه ترحمی؛ دو روی یک پدیدهپژوهشی که با کمک روانشناسان، مددکاران اجتماعی و فعالین اجتماعی در خصوص رفتار مردم با این کودکان صورت گرفته، نشان میدهد که نگاه اکثریت مردم به این قشر، نگاهی ترحمی و لحظهای است. مردم در برخوردهای کوتاه مدت تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا به این کودکان کمک کنند، غافل از اینکه این رویکرد، نه تنها ریشه معضل را درمان نمیکند، بلکه گاه به تداوم آن نیز دامن میزند.
تحلیلها حاکی از آن است که مهمترین ریشههای شکلگیری این پدیده در استان، فقر مالی، فقر فرهنگی، طلاق و مهاجرت است. اما آنچه پیچیدگی قضیه را دوچندان میکند، بعد فرهنگی ماجراست.
تبعات فرهنگی و ضرورت رویکرد چندوجهییکی از نکات قابل تأمل، وضعیت اکثریت این کودکان از حیث تابعیت است. از آنجایی که اکثر این کودکان از اتباع هستند، کار کردن در فرهنگ آنها به مثابه یک ارزش تلقی میشود و هرچه فرزندان بیشتری کار کنند، خانواده از شایستگی بالاتری برخوردار خواهد بود. این مسئله، ضرورت توجه عمیق و ریشهای به مسائل فرهنگی را بیش از پیش احساس میکند.
در این میان، نباید از نقش پررنگ کودکان در درآمد خانوادهها غافل شد. بسیاری از این کودکان نانآوران اصلی خانواده خود هستند و ترک کار، میتواند فشارهای اقتصادی را تشدید کند.
اقدامات انجام شده و چالش پیش روخوشبختانه فعالیتهای مثبتی در استان البرز در این زمینه آغاز شده است. در این میان، نگاه ویژه مدیریت اجتماعی استانداری البرز با برگزاری مستمر جلسات هماهنگی بیندستگاهی، نقش مهمی در تسهیل رفع این آسیب داشته و بستری برای همافزایی میان نهادهای متولی و ظرفیتهای مردمی فراهم آورده است.
از دیگر اقدامات صورتگرفته میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ساماندهی توسط اداره اتباع
ورود اورژانس اجتماعی (۱۲۳) به موضوع
توانمندسازی کودکان ۱۵ تا ۱۸ ساله توسط سازمان فنی و حرفهای با ارائه آموزشهای مهارتی
حمایت سمنها در حوزه آموزش، توانمندسازی و سوادآموزی
حمایتهای «کودکیار» از سمنها برای انجام فعالیتهای پژوهشی و توانمندسازی خانوادهها
چالش دسترسی به کودکان شاغل در کارگاههای پنهانیکی از مسائل مهم و مغفولمانده در فرآیند شناسایی و ساماندهی کودکان کار در استان البرز، وضعیت کودکانی است که در کارگاههای زیرزمینی، تولیدیها و مکانهایی با دسترسی غیرمشهود مشغول به کار هستند. با توجه به اینکه اکثر کودکان کار شناختهشده در استان البرز از اتباع میباشند، دسترسی عوامل شناسایی و ساماندهی به محل کار این کودکان معمولاً وجود ندارد یا نیازمند هماهنگیهای پیچیده بینسازمانی است.
این در حالی است که بهرهگیری از سایر ظرفیتهای موجود در استان نظیر سازمانهای مردمنهاد (سمنها)، معتمدین محلی، تسهیلگران اجتماعی و فعالان حوزه کودک میتواند نقش مؤثری در شناسایی این کودکان پنهان ایفا کند. تجربههای موفق نشان داده است که رویکرد محلهمحور و مشارکتی، بویژه در مناطقی که کودکان کار اعم از اتباع و ایرانی به صورت پنهان کار میکنند، میتواند خلأهای ناشی از محدودیتهای دسترسی نهادهای دولتی را جبران نماید.
بنابراین، ضروری است علاوه بر هماهنگیهای بیندستگاهی، از ظرفیتهای مردمی و مردمینهاد نیز برای شناسایی، جذب و حمایت از این کودکان استفاده شود تا هیچ کودکی از چرخه حمایتهای قانونی و آموزشی خارج نماند.
لزوم عزم فرابخشیبا این حال، آنچه از بررسیهای به عمل آمده و قوانین بالادستی همچون «قانون حمایت از اطفال و نوجوانان» مصوب ۱۳۹۹ و «آییننامه اجرایی ماده ۶ این قانون» برمیآید، حل این آسیب اجتماعی تنها با پای کار آمدن یک دستگاه دولتی میسر نیست.
از یک سو، سازمان بهزیستی به عنوان دستگاه اصلی ملزم به شناسایی، جذب و توانمندسازی کودکان با همکاری شهرداریهاست و از سوی دیگر، وزارت کشور از طریق سازمان ثبت احوال موظف به شناسایی کودکان فاقد هویت و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مکلف به نظارت بر اماکن کار برای جلوگیری از بهرهکشی اقتصادی از کودکان است.
اما خلأهای قانونی و اجرایی، بهویژه در حوزه اجباری بودن آموزش و برخورد با خانوادههایی که کار کودک را ارزش میدانند، همچنان پابرجاست.
نتیجهگیری:موفقیت در ریشهکن کردن پدیده کودکان خیابانی در البرز، نیازمند همافزایی میان نهادهای متولی و ظرفیتهای مردمی، همراهی آگاهانه توده مردم دغدغهمند و عزم جدی تمام دستگاههای اجرایی از جمله بهزیستی، آموزش و پرورش، وزارت کشور، نیروی انتظامی، شهرداری و استانداری است.
رفع این آسیب اجتماعی فقط با پای کار آمدن یک دستگاه دولتی امکان پذیر نیست و بدون این هماهنگی همهجانبه و اصلاح نگاه ترحمی و لحظهای، هرگونه اقدام دیگر، صرفاً مسکنی موقت بر دردی مزمن خواهد بود.
سخن در این مورد بسیار است؛ اما آنچه مسلم است، عزم همگانی و همافزایی جمعی، تنها راه عبور از این بحران انسانی است.
پانوشت:این گزارش بر اساس مستندات ارائه شده از جمله «قانون حمایت از اطفال و نوجوانان ۱۳۹۹»، «آییننامه اجرایی ماده ۶ این قانون»، «شرح وظایف دستگاهها با موضوع آسیبهای اجتماعی» و مطالعات میدانی صورتگرفته در استان البرز تهیه شده است.
دیدگاه بسته شده است.
Monday, 22 June , 2026