تحریریه رسانه مسئولیت اجتماعی: خبر کوتاه بود و تلخ: «آتش در منطقه بدیل مهار شد؛ یک نیروی مردمی جان باخت.» در نگاه اول، این تیتر شاید شبیه به دهها خبر دیگری باشد که در فصل گرما از زاگرس و نخلستانهای جنوب میشنویم. اما پشت این کلمات، روایتی از یک خلاء بزرگ ساختاری نهفته است؛ جایی که «مسئولیت اجتماعی» شهروندان، ناچار میشود جُورِ کمبود امکانات و بالگرد اطفا حریق و ضعف در مدیریت بحران را بکشد.
مسئولیت اجتماعی یا ایثار از سر ناچاری؟داستان مرحوم «تقی چنگلوایی» و دیگر داوطلبانی که با دست خالی یا ابزارهای ابتدایی به جنگ آتش در ارتفاعات صعبالعبور بهبهان رفتند، بازخوانی مفهوم «مسئولیت اجتماعی فردی» است. وقتی فردی از اهالی یک روستا، با احساس تعلق به سرزمین و طبیعتش، جان خود را در معرض خطر قرار میدهد، در قلههای بلوغ مدنی ایستاده است. اما سوال اساسی اینجاست: سهم نهادهای حاکمیتی و ساختارهای مسئول در این معادله کجاست؟
این مطلب بدون برچسب می باشد.
دیدگاه بسته شده است.
Saturday, 15 August , 2026